بی تو در بیابان بی کسی
ماییم و این صحیفه ناتمام و چشم هایی که در انتظار فصل توست
|
درباره وبلاگ ![]() سلام بر منتظران راه حق |
سلام سلام سلام
این دفعه مثل دفعات گذشته زیاد وقتتون رو نمیگیرم فقط اومدم بگم ما رفتیم حلال کنید یا علی خداحافظ این شعر پر محتوی و زیبا رو به شما دوستای گلم تقدیم میکنم که این چند وقت به وبلاگ بنده سر زدید ممنون از همتون ما از خداي گم شده ايم ، او به جستجوست
چون ما نيازمند و گرفتار آرزوست
گاهي به برگ لاله نويسد پيام خويش
گاهي درون سينه مرغان به هاي و هوست در خاکدان ما گهر زندگي گم است
اين گوهري که گم شده مائيم يا که اوست؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:5 توسط مهربان
|
نیمه شعبان گذشت واما......
سلام سلام سلام
وای که هر بار من میام باید یه عذر خواهی بابت دیر امدم از شما دوستای گلم بکنم روز نیمه شعبان میخواستم بیام مطلب بنویسم بالاخره این وبلاگ به نام خود عزیزشه روزی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار بر ملا خواهد شد در راه عزیزیست که با امدنش هر قطب نما قبله نما خواهد شد اگر روزی او را ببینم ........ به او میگویم چه زیبا مولا علی علیه السلام فرمود :(( الانتظار اشد من الموت )) انتظار شدیدتر از مرگ است. هر ادینه که می رسد ، دل بهانه تو را می گیرد و ما لب ها را با (ندبه) و (کمیل ) متبرک کرده و رو به دریای انتظار به انتظار طلوع افتاب می نشینیم . ای چشم عدالت ! طولانی بودن انتظارت ما را به خطا کشانده است ،دیگر عصر جمعه دل ها می گیرد ، چشم ها نگاهشان را به رایگان می فروشند. بازار معامله ی پا یا پای قلب های سکه ای در برابر قلب های سپیده ، بسیار داغ است . چقدر مردم بر گردنشان قلب های سکه ای آویزان کرده اند ؟ ای کاش میدانستم در کدامین سرزمین قرار داری ؟ ((لیت شعری ، این استقرت بک النوی ، بل ای ارض تقلک او ثری؟؟)) ای عزیز وجود !!
جمال خویش ز اهل نظر دریغ مدار عطای خود ز گدایان در ، دریغ مدار اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 13:10 توسط مهربان
|
این الرجبیون ؟
سلام سلام سلام
سلام به دوستای خوب خودم خوبین الحمدالله ؟ همین اول حلول ماه رجب و ولادت پنجمین اختر تابناک ولایت امام محمد باقر (ع) را به تمامی شما دوستای مهربونم تبریک میگم اول سخنم رو با یه سفارش از امام محمد باقر(ع) که مخاطب آن جابر وتمامی شیعیان هست شروع میکنم . بدان كه تو دوست و یار ما محسوب نخواهى شد تا چنان شوى كه اگر تمام همشهریانت گرد آیند و یك زبان گویند كه تو مرد بدى هستى مایه اندوه تو نگردد و اگر همه گویند تو مرد نیكى هستى موجبات شادى تو فراهم نشود. همچنین به جابر فرمودند : تو را به پنج چیز سفارش میکنم: - اگر مورد ستم واقع شدى تو ستم مكن، - اگر به تو خیانت شود تو خیانت مكن، - اگر به تو دروغ گویند تو دروغ مگو، - اگر تو را ستودند شاد مشو، - اگر نكوهشت كردند بىتابى مكن و در باره آنچه در خصوص تو مىگویند بیندیش اگر آنچه دربارهات مىگویند در خودت دیدى بدان كه سقوط تو از چشم بیناى خداوند عزو جل در هنگامى كه براى كار درستى خشم كردى مصیبتى بزرگتر است برایت از این كه بیم دارى از چشم مردم بیفتى و اگر بر خلاف واقع گفتهاند این خود ثوابى است كه بىرنج آن را به دست آوردهاى. فکر کردید توی این ماه اسمونی رجب چه کارا میخوایدبکنید ؟ چه جوری میخواید خدا رو عبادت کنید ؟ به آرزویی که قراره شب ارزوها از خدا بخواید فکر کردید ؟ به اینکه اعتکاف برید یا نه ؟ انشالله سریع اقدام بکنیم که مبادا دیر بشه این یک ماه رو باید حسابی ازش استفاده کنیم. یه سری اعمال ماه رجب رو برای شما دوستای مهربونم اماده کردم امیدوارم بخونید و عمل کنید پیامبر خدا(ص)مى فرماید: رجب، «شهرالله الأصم» است و بدان سبب آن را «اصم» نامیدند که هیچ ماهى به پایه عظمت آن نمى رسد، مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است، پس هرکس یک روز از رجب را روزه بدارد، مستحق رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش کند و خداوند درى از درهاى جهنم را بر او ببندد. اگر کسى به اندازه تمام زمین طلا انفاق کند، برتر از روزه یک روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود . از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مىگویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مىشود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ». حضرت رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) روايت شده است که: هر کس در يک شب از شبهاى ماه رجب ده رکعت نماز به اين نحو که در هر رکعت حمد و قل يا ايها الکافرون يک مرتبه و توحيد سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را ميآمرزد. سيد بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله عليه و آله) روايت کرده که: هر کس در روز جمعه ماه رجب، مابين نماز ظهر و عصر، چهار رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت حمد يک مرتبه و آية الکرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگويد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى که اين نماز را گزارده تا روزى که بميرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرمايد، و او را به هر آيهاي که خوانده ،شهرى در بهشت از ياقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفيد دهد و تزويج فرمايد او را حورالعين و از او راضى شود . یه جمله زیبا درباره ی اعتکاف از امام خمینی (ره) دیدم به نظرم جالب بود شما هم بخونید اعتکاف، ماندن در مسجد به نیت عبادت است و قصد عبادت دیگر، در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب نیت عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می باشد. انشالله قسمت بشه و همگی در مراسم زیبای اعتکاف که واقعا روح ادمی رو زنده میکنه شرکت کنیم خانما و اقایون محترم اگه قسمت شد و رفتیم حتما برای ظهور اقا دعا کنیم و در اخر مولای من ! نسل انتظار در راهند . نسل انتظار بیم عاقبت ندارند ، جز اخرت که وقت حضور است. نسل انتظار گوش فرا داشته اند تا نسیم سعادت از جانبی بدمد و نور دیدارت از فرازی بتابد. این قوام از هجران تو بر سر نمی زند، آن ها در انتظار تو سر بر می کشند و بر نسل سیاهی می شورند . اینک ماییم و این نصیب جاوید ، این نیاز آسمانی به تو که اصل برائتی. ما تو را در شب برات به مهمانی دل ها میخوانیم ، ضیافتی که دشت آشنایی است ، مجلسی که در آن ، صدق، اعتقاد و اخلاص عمل می دهند. اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:23 توسط مهربان
|
میلاد کوثر مبارک و تبریک بابت......
سلام سلام سلام
اول از همه بابت اپ نکردنم از همه ی شما دوستای گل و مهربونم عذر خواهی میکنم خب بالاخره میگن خوب بودن خیلی سخته و ادم خوب زیاد وقت نداره همین منم خب بگذریم میلاد بانوی دو عالم حضرت ام ابیها فاطمة الزهرا (س) را به شما دوستای خوبم تبریک میگم البته اقایون محترم یادشون نره برای همسراشون و....... میرسیم به خبر داغ این ماه یعنی .... بله درست گفتید انتخابات اصفهان که غوغایی بود جای همتون خالی حالا که دکتر احمدی نژاد ناوگان کشتی جمهوری اسلامی رو به دست گرفته خوبه که همه چه طرفدارای اقای احمدی نژاد و چه طرفدارای سه کاندیدای محترم((اقای موسوی ، اقای رضایی، اقای کروبی)) با هم متحد شویم ای اقای مهربون ! ای که خودت باید بیای و جهان رو به دست بگیری و عدالت رو بر پا کنی ، ازت ممنونم . ازت خواهش میکنم که این دولت و نظام رو زیر سایه خودت بیاری تا از گزند هر دشمنی در امان باشه. انشالله اللهم عجل لولیک الفرج در اخر هم عکسی میذارم و هیچ منظوری به کاندیدای خاصی ندارم ((از همین اول بگم)) برداشت کاملا ازاده.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:24 توسط مهربان
|
چگونگی ولادت حضرت مهدی (عج)
سلام سلام سلام به دوستای مهربون خودم خوبین الحمدالله؟ من که عالیم اصلا به هیچ وجه باورم نمیشد که لااقل این سه شنبه کارم درست بشه وبرم ولی خب دیگه اقا طلبید و سه شنبه یعنی دیروز بلاخره ما راهی جمکران شدیم خیلی خیلی خوش گذشت به نظر من اونجا یه جایی که ادم هر قدر و هر جوری که میخواد میتونه گریه کنه و با صاحب الزمان به خوبی درد دل کنه . براهمتون دعا کردم شاید باورتون نشه ولی خب من دعا کردم ، انشالله حاجت همتون براورده بشه . راستی یکی از روحانیون نت رو اونجا همراه گوگولیش ملاقات کردم البته خب سعادتی بود . (از مزایای دنیای مجازی همینه ) به درخواست یکی از دوستان میخوام براتون یه مطلب مفید بذارم که از خوندش لذت ببرید. بفرمایید چگونگی ولادت حضرت مهدی از زبان حکیمه خاتون حکیمه خاتون دختر امام جواد و عمه ی امام حسن عسگری (ع) کیفیت ولادت حضرت را چنین نقل میکند: امام حسن عسگری (ع) کسی را به دنبال من فرستاد که امشب (نیمه شعبان) برای افطار، نزد من بیا، چون خداوند امشب حجت خود را اشکار میکند. پرسیدم : این مولود از چه کسی است؟ حضرت فرمود : از نرجس عرض کردم : در نرجس خاتون هیچ اثرابستنی نمی بینم !! امام فرمود: موضوع همین است که گفتم . در حالی که نشسته بودم ، نرجس امد و کفش مرا از پایم بیرون اورد و فرمود: بانوی من ، حالتون چه طور است؟ گفتم : تو بانوی من و خانواده ام هستی. از سخن من تعجب کرده ، ناراحت شد و فرمود : این چه سخنی است؟ گفتم : خداوند در این شب به تو فرزندی عطا می کند که سرور و اقای دنیا و اخرت خواهد شد . نرجس خاتون از سخن من خجالت کشید. پس از افطار ، نماز مغرب و عشا را به جا اوردم و به بستر رفتم . چون پاسی از نیمه ی شب گذشت ، برخاستم و نماز شب خواندم بعد از تعقیب نماز به خواب رفتم و دوباره بیدار شدم . در این هنگام ، نرجس نیز بیدار شد و نماز شب را به جا اورد . سپس از اتاق بیرون رفتم ، تا از طلوع فجر با خبر شوم . دیدم فجر اول طلوع کرده و نرجس در خواب است . در ان حال ، این سوال به ذهنم خطور کرد که چرا حجت خدا اشکار نشد . نزدیک بود در دلم شکی ایجاد شود که ناگهان امام از اتاق مجاور صدا زد: ای عمه ! شتاب کن که هنگام ولادت نزدیک است. نشستم و سوره ی (( الم سجده و یاسین )) را خواندم . هنگامی که مشغول خواندن قران بودم ، ناگهان نرجس خاتون با ناراحتی از خواب بیدار شد . با شتاب خودم را به او رساندم و پرسیدم: چیزی احساس می کنی؟ نرجس فرمود : اری بدو گفتم : نام خدا را بر زبان جاری کن ، این همان موضوعی است که اول شب به تو گفتم ، نگران مباش و دلت ارام باشد . در این حال ، پرده ی نوری میان من و او کشیده شد. ناگهان متوجه شدم که کودک ولادت یافته است. چون جامه را از روی نرجس برداشتم، ان مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذکر خدا بود . هنگامی که او را برگرفتم، دیدم پاک و پاکیزه است . در این هنگام امام حسن عسگری(ع) صدا زد : عمه! فرزندم را نزد من بیاور. وقتی که نوزاد را خدمت حضرت بردم ، او را در اغوش گرفت و بر دست و چشم و مفاصل کودک، دست کشید و در گوش راستش اذان ودر گوش چپش اقامه گفت و فرمود : فرزندم ! سخن بگو . طفل گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله ؛ پس از ان به امامت امیر مومنان حضرت علی (ع) و سایر ائمه معصومین (ع) شهادت داد؛ چون به نام خود رسید گفت: ((اللهم انجزلی وعدی واتمم لی امری وثبت وطاتی و املا الارض بی عدلا و قسطا ؛ پرودگارا ! وعده ای که به من دادی ، قطعی گردان و امر مرا به اتمام رسان و مرا ثابت قدم بدار وزمین را به وسیله ی من از عدل و داد پر کن)) روز هفتم که خدمت امام حسن عسگری(ع) رسیدم ، از من خواست فرزندش را نزدشان ببرم ، او را در پارچه ای پیچیده ، نزد پدرش بردم . حضرت فرمود : پسرم با من حرف بزن . در این هنگام ، ایه (( و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض )) را خواند.
منبع: کتاب در انتظار خورشید
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 17:30 توسط مهربان
|
و باز هم دلتنگی...
سلام سلام سلام دوستای خوب خودم خوبین الحمدالله ؟ منم خوبم شکرخدا ببخشید یه خورده دیر شد البته از یه خورده بیشتر ولی خب .... اصلا وقت نداشتم امتحانا همینجوری بعد از عید شروع شد در هر حال الان در خدمتتون هستم . توی عید به ما خیلی خوش گذشت هر جای زیارتی میرفتم به یاد همتون بودم و برای تک تکتون دعا میکردم. دیروز رفتم امتحان قرانمو دادم همونی که گفته بودم 4 اردیبهشته خیلی خونده بودم ، و اماده اماده بودم ( خب دیگه ادم باهوش همینه) حالا تا ببینیم خدا چی میخواد، ایا امام رضا (ع) یا امام حسین (ع) ما رومیطلبه ؟؟؟ تو رو خدا خیلی دعا کنید اسمم در بیاد البته هر چی صلاح و مصلحت خدا هست انشالله پیش بیاد واما...... السلام علیک یا حجة الله فی ارضه به راستی چه سخت است سخن گفتن در مقابل خورشید وجودش و چه حیف است لحظه های با او بودن را به تاراج زمان دادن. پس اگر روزی او را ببینم ،فقط و فقط به تماشایش خواهم نشست ، آری به تماشایش.. به یکباره دلم سخت گرفت، از این که او رانمیبینم واین گونه بی حاصل زندگی میکنم، با یادش بغض سنگین گلویم را می فشارد. از خودم میپرسم : این همه سکوت برای چه؟ چرا همه خوابند؟ وای بر من! انان که صبح ادینه بی صبرانه ندبه میخوانند، چرا این چنین در خوابی عمیق فرورفته اند؟ ایا او را یافته اند که سر بر بالین غفلت اسوده ارمیده اند؟ میدانی چقدر دلتنگ توام، اری تو، تویی که خدا هم برایت دلتنگ است ، اری خدا . از همان روز نخست که پروردگار جهانیان ،خشت خشت این عالم خاکی را روی هم گذاشت ، فقط و فقط نام زیبای تو را زمزمه کرد بیا ای یوسف زهرا ،بیا و خواب های خوب را تعبیر کن و با دستان پر مهرت ، قطرات اشک را از گونه ی زمان بزدا بیا که مشتاقانه منتظریم پرچم نصرتت را بر هر کوی وبرزن نظاره کنیم و سجده شکر به جا اوریم ، پس بیا زودتر بیا که ما منتظریم
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:49 توسط مهربان
|
خدایا دوست دارم خیلی خیلی ....
سلام سلام سلام دوستای گل خودم خوبین الحمدالله منم خوبم وای امروز خیلی خوشحالم اولا تولد دو نور، حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع) رو به تمامی شما دوستای گلم تبریک میگم دوما اگه خدا بخواد دیگه امروز ما هم تعطیل شدیم البته باید تا چهارشنبه میرفتیم اما خب دیگه همتون دانش اموز بودید میدونید چه جوری در رفتیم خب میریم سراغ خبر خوش سوم یه خورده طولانیه اما از اول براتون میگم روز پنج شنبه جامعة القران کلاس داشتم وقتی رفتم دیدم یه اطلاعیه مسایقه قرا ن استانی زدند ما هم جزهایی که بهمون درس داده بودند حسابی از بر بودیم بچه ها هم حسابی روحیه دادند که حتما شرکت کنیا با صدا و لحنی که داری حتما برنده میشی (البته تعریف ازخود نباشه اونا گفتند) من بیشتر موقع ها وقتی با یه مشکل روبرو میشم بعد از توکل به خدای مهربون توسل پیدا میکنم به اقا امام زمان اون موقع هم همین کارو کردم چون واقعا شرکت توی این مسابقه برام خیلی مهم بود خلاصه سرتون رو درد نیارم فرداش رفتم مدرسه دیدم اطلاعیه رو داخل مدرسه هم زدند بعد زیر نوشته ها یه ادرس و شماره تلفن بود سریع رفتم از توی دفتر زنگ زدم ( البته بگماااااااااا من توی مدرسه خیلی پیش مدیرمون عزیزم) خدایا از همین جا ازت تشکر میکنم نذاشتی دل بندت بشکنه اقا جون از شما هم ممنونم خیلی مهربونید خیلی خیلی خیلی مطمئن بودم دست خالی برنمیگردم بچه ها مسابقش4 اردبیهشته انشالله سعی و تلاش میکنم که برنده بشم شما دعا کنید اسمم توی قرعی کشی در بیاد اگه برم مشهد یا کربلا براتون سوغاتی میارم(الکی) راستی نمیدونم دیگه قبل از عید بیام آپ کنم یا نه ولی اگه کسی بدی از من دید حلالم کنه من که جز خوبی از شما دوستای گلم چیزی ندیدم . از همین کلبه ی کوچک معنوی که به نام اقا صاحب الزمان ورق خورده عید نوروز رو به برادرا و ابجیای خودم تبریک میگم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 20:2 توسط مهربان
|
این جمعه هم گذشت و باز هم انتظار....
به نام آن کس که به من آموخت که چگونه قلم در دست بگیرم و چگونه کلمه انتظار را بر زبان جاری کنم سلام سلام سلام اماما سلام . سلامی که شاید شنیده شود و جوابش داده شود. آقا جون تسلیت ! شهادت پدر بزرگوارتون را به شما امام عزیز تسلیت عرض میکنم . سالها قبل که از کوچه محبت عبور کردم نگاه مهربانت منو آواره خود کرد ، به عظمت نگاه تو بت کده ام ترک بر داشت و فرو ریخت . من دنیا رو باختم ! من مانده ام و سردرگمی ها !!! باز جمعه آمد و بوی انتظار را با تمام وجودم استشمام کردم و باز نوای این بقیة الله دعای ندبه را شنیدم و با هزار امید منتظر پاسخم . آخه فراغ تا به کی؟؟؟؟ هر صبح که از خواب بیدار میشم بوی انتظار رو حس میکنم فکر میکنم که پایان هفته ظهور میرسه . اما باز هم نه . میبینم که همچنان باید منتظر ماند . منتظرم هفته بعدی سپری شود اما نه این انتظار انچنان ادامه می یابد . میدانم این انتظار انتظار دیدار است. اقا جون بطلب ،بطلب که جمعه ی اینده دیگه توی مسجد جمکران باشم و سوالی که هنوز جوابی ندارم ( این بقیة الله؟؟) توی مسجد خودت پاسخی بشنوم براش ، یعنی میشه بیام جمکران رو جوابای سوالامو از خودت بشنوم ؟؟ اقا جون شده فقط یه بار بذار ببینمت ، اخه مگه میشه عاشقی معشوقش رو یه بار هم نبینه ؟؟ اخه اون عاشق که از دوری هلاک میشه ! امروز جمعه هست و من با نگاهی منتظر و دلی امیدوار ، شوق غروب دلگیر رو توی سرم دارم ، روزی که بر اساس روایاتی ، خورشید دلها طلوع میکند . از زمان اولین گریه ام تا به حال عشق تو رو در من ترزیق کردند حال تکه تکه عشقت رو از قلبم میربایند. تنها اجابتی که انتظار اونو میکشم جماعت ناله هاست ، تنها آرزویی که منت پذیر آنم خاموشی هر صدایی جز ندای ( یا مهدی) است در انتظار طواف چهره ی زیبای حسینی ات می مانم ای روح آرامش و آسایش
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 19:30 توسط مهربان
|
از یه طرف دلتنگی شهدا از طرف دیگه دلتنگی یوسف زهرا
سلام سلام سلام خوبین دوستای عزیزم ،دلم واستون تنگ شده بود،ابتدا شهادت حضرت رسول (ص) و امام حسن مجتبی (ع) را تسلیت میگم ببخشید این قدر دیر اپ کردم ، این چند وقته زیاد وقت مطلب نوشتن نداشتم . قرار بود یه سفر کربلا بریم اما نه از اون کربلایی که شماها فکر میکنید من کربلای ایران رو میگم پیش شهدا ،شلمچه، هویزه، فکه و جاهای دیگه خیلی دلم براشون تنگ شده واقعا خدا زیبا فرموده است : و لا تقولو لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون واقعا درسته به نظر من شهیدا زنده هستند و این مایی که در اصل مرده ایم و نمیدونیم ،شاید جسممون زنده باشه اما روحمون ........ کاش قسمت میشد و میرفتم من خودم داشتم اسم اونایی که میخواستند رو ثبت نام میکردم گفتم یعنی میشه ما هم جز اینا باشیم ولی انگار شهدا ما رو نطلبیدند باشه حرفی نداریم فقط خدایا دلم حسابی شکست خودت شاهد بودی و دیدی خدایا یه روزی توی بهترین شرایط این سفر معنوی رو قسمتم کن من جاتون خالی ۲ بار تا حالا رفتم خیلی جای باحالیه به اونایی که تا به حال نرفتند پیشنهاد میکنم برید تا بفهمید شهید یعنی چی ؟؟ گمنام یعنی چی؟؟؟ شلمچه کجاست؟؟؟ اگه نرفته بودم شاید این قدر دلم نمی شکست اما رفته بودم و حال و هوای شلمچه به مشامم خورده بود برا همین این قدر دلتنگ بودم این جور سفرا لیاقت میخواست که ما نداشتیم اما خدایا درخواست یه دل شکسته : اللهم رزقنا شهادة فی سبیلک فقط همین از یه طرف دلتنگی شهدا ، از طرف دیگه دلتنگی یوسف زهرا دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم آه! ای حضور! ای دریای نور! دلم در کوچه پس کوچه های انتظار گرفته ، به دنبال روزنه ای ، نسیمی ، آوایی، نمیدونم ، در پی کسی هستم کسی که سبد بلورین دعاهام رو پر از استجابت کنه و در طاقچه خاکستری وجودم ، برگ سبزی ، گل سرخی ، و شاید هم چکاوک خوشخوان و زیبایی به یادگار بذاره. تو رو در کوچه باغ های امید میجویم و در سجاده های بی ریا می بینم اباصالح! ایا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت درآییم؟ اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابان ها را در نوردم ، در می نوردم. اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذارم ، میگذارم. ای آقا! ای کریم ! ای سرور! ما مادرماندگان، دستمان خالی و رویمان سیاه است آن کالای اندک هم نداریم اما ......نه کالایی هر چند ناقابل و کم بها اورده ایم . دل شکسته داریم و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم نا امیدیم و به امید امده ایم ، افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم سفارش نامه ای هم داریم ، پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا (س) را به شفاعت آورده ایم از ما بپذیر و در دنیا چشمان گنه کارمون رو به جمال خودت روشن کن و در اخرت هم شفاعت ما هم بکن
+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 1:47 توسط مهربان
|
این جمعه هم غروب کرد نیامدی...
سلام سلام سلام دوست جونااام چه خوش است در هوایت به دمی نفس کشیدن چه خوش است بی نهایت شدن و ز دل پریدن اره عاشقم ، یه عاشق ، چشم به راه عاشقی که مدتهاست در غم انتظار نشسته در اتیش فاصله ها سوخته و در گلدون طاقچه تنهایی ها شکسته و همونی که تموم درهای دلتنگی ها به روش بسته شده اره من همونیم که بهش میگن دیونه بهش میگن آواره من همونیم که لحظه هام رو به یاد عشقم میگذرونم به یاد اون اشک میریزم و در کوچه های دلتنگی نام مقدس اون رو فریاد میزنم تا تموم پنجره های خاموش با فریاد من فریاد بزنند بذار صادقانه بگم که کهن سالترین آرزوی دلم ارزوی وصال توست!! آرزویی که برا به دست آوردنش تموم کلافهای عمرم رو به بازار معشوق فروشان بردم و خودم رو در جرگه خریداران یوسف زهرا قرار داده ام نازنینم !! تو زیباترین دلیل برای شب زنده داریهای منی، تو دلیل امن یجیب منی دیدی خم ابروی تو با ما چه ها کرد آندم که تیری سوی قلب ما رها کرد بر من خیالی نیست گر آشفته حالم تیر غمت اینگونه ما را مبتلا کرد کی میای اقا جون ؟ خیلی دلم تنگ شده برات اومدم شکایت کنم چرا چشمای من به جمال زیبات روشن نمیشه؟ میخوای بگی بدم خب باشه قبول دارم من بدم اخه مگه من که بدم دل ندارم عاشق نمیشم ؟؟؟؟ تقصیر خودته که ندیده ما رو عاشق خودت کردی!!!
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 16:38 توسط مهربان
|
|
|